قامت ظریفش بر مزارم سایه افکند.
و گیسوان در بادش، مرا مرهمی باشد بر عشق نداشته ام.
دوست دارم گیسوانش بر مزارم گسترده شود. مرا در آغوش گیرد.
در وجود من ریشه کند .در من گسترده شود و ذره ذره وجود من در وجودش حل شود تا آن زمان که تمام عشق من در وجودت متجلی شود.
عشقی که سالها به پای تنها کس زندگی ام ریختم و او ندید.
شاید بگذرد. روزی. از مزار من.
شاید عاشق ان بید مجنون شود.
عاشق.
عاشقی بیدی که ریشه در قلب من دارد.
و می مانم. به انتظار دیدن آن روز.
روزی که ببینم عشق من عاشق آن تک درخت بید شده است.
آنگونه که مرا از دیروز عاشق تر کند.
ما را در سایت عشق یا شطرنج دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 204