بیزارم و خسته
بیزارم و خسته ماهیت عشق، بدهکاریست.نمی شود عاشق بود و تحقیر نشد.بی راه نشنید و سکوت کرد.نمی شوداز خودم بیزارماز این هم بدهکاری بیزارم.سالهاست که روز به روز، بدهکار تر شده ام.و تویی که عاشقم نیستی طلب کار تر.از خودم بیزارم.بیزارم از این همه فریادی که پشت سکوتم،خفه شد.بیزارم از کوچک شدن هایم که هیچ بزرگی ای را برایم به ارمغان نیاورد.بیزارم از مشت هایی که هیچ وقت گره نشد و آن زمان هم که بلند شد، به ح...
ادامه مطلب